افکار خود را با نوشتن به اشتراک بگذارید

آیا می دانید چقدر مهم است افکار خود را به اشتراک بگذارید، ایده ها ، نظرات ... با دیگران؟ این راهی برای تخلیه ، تعامل به نوعی با جهان است. این چیزی است که این وبلاگ به من اجازه می دهد. این نوعی پنجره است که در ذهن من وجود دارد. پنجره ای با چشم اندازهایی به بیرون ، به یک دنیای آنلاین گسترده و پر از امکانات.

من شما را تشویق می کنم که وبلاگ خود را در مورد موضوع مورد نظر خود ایجاد کنید. این می تواند فقط یک دفترچه خاطرات باشد ، هرچه بخواهید ... حتی می تواند به یک تجارت تبدیل شود.افکار خود را با نوشتن به اشتراک بگذاریداگر جرات ندارید زیرا در محاسبات مهارت کافی ندارید ، نگران نباشید. می توانید از روشی استفاده کنید که برای هزاره ها استفاده شده است: دفترچه یادداشت ، دفتر یادداشت ، برخی از ورق ها. هر چیزی که افکار شما را منعکس کند و ذهن شما را منظم کند.

نوشتن آنچه ما فکر می کنیم بسیار مفید است زیرا به ما امکان می دهد چیزها را متفاوت ، واضح تر ببینیم. مشکلات روشن شده و ذهن شما سنگین نیست.

آیا می خواهید ایده ها ، افکار یا داستان های شما شناخته شود؟

می توانید ژورنالی بنویسید که به یک کتاب کوچک تبدیل شود. حتی می توانید آن را ارسال کنید. امروزه داشتن کتاب چاپی بسیار آسان است.

شما فقط باید با اشتیاق بنویس، قلب و ذهن خود را باز کنید ، ترس از یک صفحه خالی را از دست دهید. با تمرین نحوه یادگیری است (هیچ کس یاد گرفته متولد نمی شود). همه ما توانایی تبدیل شدن به بهترین نویسندگان جهان را داریم. این یک مسئله تمرین و یادگیری است.

اگر جرات ایجاد وبلاگ خود را دارید ، بر کمک من حساب کنید. یک سال پیش من به سختی می دانستم چگونه کامپیوتر را روشن کنم و اکنون در این رسانه فوق العاده خودم را کنترل می کنم. من یک سرگرمی عالی پیدا کرده ام و با اشتیاق خودم را هدیه می دهم. هیچ تلاشی نمی کند.

من شما را تشویق می کنم که یک تکه از خودتان را به اشتراک بگذارید.

آیا این مقاله را پسندیدید؟ اگر پاسخ شما مثبت است ، می توانید بر روی دکمه "پسندیدن" در زیر کلیک کنید و من را خوشحال خواهید کرد


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

16 نظر ، نظر خود را بگذارید

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.

  1.   کراوات آلبرتو dijo

    چه کسی می گوید که عشق و فکر درک نمی شود اما آنها با هم زندگی می کنند تا عالی را پیدا کنند جایی که لطافت وجود دارد و باعث می شود بسیاری از ما غوطه ور شویم و ما آن را بی روح می نامیم بدون اینکه بفهمیم در فرزندانمان بدون نامگذاری آن را زندگی می کنیم اما این جایی است که ما بهترین لحظات زندگی را حفظ کنید. زندگی ما

  2.   ساندیس جاپلین dijo

    به خوابهایی ادامه دهید که خواب طولانی تر آنها طول می کشد و شروع به خواب دیدن کنید که وقتی از خواب بیدار می شوید من فقط از شما می خواهم که دیگر تقاضای عدم امنیت خود را نکنید زیرا من دیگر نمی خواهم خواب ببینم زیرا اکنون من یاد می گیرم که به عنوان یک چیز خوب راه بروم واقعیت atte sandys joplin

  3.   کیلی dijo

    گریه بی فایده است ، شما می توانید رویای خود را ببینید اما باید زندگی کنید دلم برای شما تنگ شده است ضربان قلب من بدون شما تاریک است من به شما نگاه می کنم که دست آن شبح بی نقص و آن لبخند شیرین را گرفته اید اما حقیقت چیز دیگری است که باید با نگاه ها بار کنید مانند اینکه کسی باشد که انتظار چنین چیزی را نداشتند شاید آنها فکر می کنند که من اینگونه هستم و غرغرهایی می شنوند انتظار نداشتند من متفاوت باشم تا طبیعی نباشم آنها باورم عجیب است اما واقعیت متفاوت است آن علامت هایی که در آغوش من هستند عشق نیستند بلکه آنها هستند از فشار اما اگر تو هستی مرا احیا می کنی آرزو می کنم که فکر می کنم زنده هستم اما اگر تو بروی نمی توانم اشکهایم را بغل کنم دیگر خشک نمی شوی من احساس می کنم تو تغییر کرده ای مثل آنها و حالا دور به من نگاه می کنی دوباره به من نگاه می کنی دوباره قلب من احساس می کند فقط ضربان های سرد آنها انگشت خود را به سمت من نشان می دهند ذهنم را از دست می دهم احساس تنهایی می کنم

  4.   بی نام dijo

    باید بنویسم
    من باید ذهن خود را مرتب کنم ، چگونه باید این کار را انجام دهم؟

    1.    دولورس سئال مورگا dijo

      سلام ، من به شما توصیه می کنم که با نوشتن رایگان شروع کنید ، هر آنچه را که در ذهن شماست بنویسید ، هر آنچه را که احساس می کنید بدون هیچ فیلتر ، نظمی یا ساختاری انجام دهید ، سپس سعی کنید اطلاعات را کم کم معنا کنید و ساختار آنها را شروع کنید ، مانند این ایده های کمی بیشتر جریان خواهند یافت
      روحیه بخشیدن
      توجه

  5.   لوئیس dijo

    امروز 18/07/15 ساعت 00:24 صبح. اگر فردا بمیرم و شاید کاری برای ترک آن انجام ندهم ، روز به روز شروع به نوشتن می کنم ، اما با وجود همه آنچه اتفاق افتاده است ، من اینجا زندگی می کنم و در برابر خوبی که می تواند مقاومت کنم ، مقاومت می کنم ، با بهترین خوش بینی زندگی از یک طرف ، من از زندگی خوشحالم زیرا من یک دختر زیبا و زیبا در کنار خود دارم ، که یکی از معدود دلایل ادامه جنگ در آن چیزی است که زندگی نامیده می شود و این یکی بدون اینکه متوجه شود روزها را بدون اینکه متوجه شود می گذراند ، من در مورد لذت بردن از او برای وکالت و داشتن تمام چیزهای جهان برای دادن به او فکر می کنم و اینکه او هرگز چیزی کم ندارد ، همان چیزهایی که من اتفاق نمی افتم.
    زندگی دشوار است ، چیزهایی وجود دارد که بعضی اوقات به آنها دست می یابید یا تصور می کنید که این باعث خوشبختی شما می شود ، خواه رفاه اقتصادی اجتماعی اقتصادی باشد ، اما اینطور نیست. زیبایی زندگی ، نکته جالب در این باره ، دانستن اینکه هر آنچه که دارید هزینه های زیادی دارد به عنوان مثال: شما شغل دارید ، لوکاس خوبی بدست می آورید اما باید از خانواده خود دور باشید و قیمت آن چیزی که کسب می کنید ارزش ندارد آی تی.
    یکی یا من ، به نوبه خودم ، سعی می کنم بهترین تلاش خود را ارائه دهم یا اگر می توانم به کسی کمک کنم به او کمک می کنم حتی اگر کمبود آن را داشته باشم ، اما اگر کسی را ببینم که اوقات خوبی ندارد ، همیشه خوب است که دستی به من بدهم هرگز چیزی را برای کسی انکار کنید ، اگرچه آن شخص با من مانند گه رفتار می کند ، زندگی کوتاه است Venancio همانطور که تیتو فرناندز می گوید ، زندگی به اندازه شانس وارد شده است ، یک روز ما می توانیم یک روز دیگر پایین تر باشیم ، حتی قدرتمندترین سقوط و یکی که ساده به دلیل بیشتر شما می توانید همه چیز را از دست بدهید ، چیزی است که درک آن برای من دشوار است ، مردم با پول تغییر می کنند ، نه در طرز تفکر ، اگر نه در شیوه عمل بدون اینکه بدانند ، یکی کارهایی می کند که مطابقت ندارند همانطور که پدر من چیزهای زیادی غیر از زندگی و دوستان و دوستانش داشت و معتقد بود که روزی تمام افرادی که وقتی پول دارند در کنار او هستند هنوز در آنجا خواهند بود. که با گذشت زمان فهمید دیر نشده است که ما خانه را گم کرده ایم و همه آمده اند. اما نکته جالب توجه در مورد زندگی وجود دارد که باید با زمان کمتری دوباره شروع شود اما سعی کنید در موقعیتی قرار بگیرم که داشتم.
    یکی به عنوان یک فرد لحظات خوب و بدی دارد بعضی اوقات لحظه هایی که آدم روی لبه است صد سال طول می کشد ، بعضی در لبه زندگی می کنند. به این فکر کنید که چگونه نان را هر روز به خانه خود می آورید. "زندگی کوتاه است" ، در حالی که تمایل و سلامتی دارید از آن استفاده کنید.
    من به همه افرادی فکر می کنم که در کنار دوستان کوچک دوران کودکی خودم در کنارم بودم ، زیرا همیشه فکر می کردند جوانی ابدی خواهد بود ، با گروه کوچک گاراژ من ، معتقدند که من یک موسیقی دان هستم که در زمان خود جلد را شاد می کنم ، اگرچه یک زن و شوهر مردم همیشه به ما گوش می دهند اما ما برای آنها مهم بودیم. بعد از آن لحظه ، همیشه در مشاغل پراکنده کار می کردم ، هرگز اخراج نمی شدم و سعی می کردم کارهای روزمره همه را دنبال نکنیم ، فکر می کنم همه ما در این دنیا هدفی داریم ، شاید زندگی من هیچ جهتی نداشته باشد و یکی از بسیاری باشد ، اما من سعی می کنم چه کسی می تواند کمک کند و این معنایی است که به زندگی من می بخشد ، می دانم که اگر چیزی داشته باشم و شخص دیگری بیش از من خدمت کند تا آن را از من بگیرد یا آن را از من بگیرد ، اگر بداند چگونه قدرش را می داند برای آن زحمت نمی کشم بیشتر از من اگر کسی چیزی را بدهد ، این برای آنها است که بیش از یک مورد از آن استفاده کنند. شاید من یک دیوانه شلخته باشم که حرفهای بیهوده می زنم ، اما یک دیوانه زندگی شادتری نسبت به فردی که نگران همه چیز است ، دارد ، گاهی اوقات ترجیح می دهم اینقدر فکر نکنم که شادتر باشم.
    من مسئولیت هایی دارم و از پذیرفتن آنها خوشحالم ، هر عملی نتیجه خود را دارد ، شاید آنها چیزهای خوب یا بد باشند ، هر عمل یا عملی که شخص انجام می دهد برای کاری است. اگر شاید مست باشم ، بخاطر چیزی یا کسی باشد ، هیچ چیز آسان نیست. مردم گاهی بد فکر می کنند به این دلیل نیست که آنها می خواهند این کار را انجام دهند بلکه زندگی این کار را انجام داده است ، به شدت عصبانی یا نگران و ترس از آنچه می خواهند در آینده انجام دهند ، آینده ای به اندازه ناامنی سرنوشت آنها بدون اینکه بدانند فردا فرا خواهد رسید. شاید به نظر خودخواهانه برسد اما من می دانم که من خواهم مرد و نمی دانم بعد از این زندگی عدم اطمینان از دانستن بعد از این زندگی کجا خواهد رسید. خوب ، هیچ کس نمی داند چه اتفاقی می افتد تا اینکه مجبور شوید این دنیا را ترک کنید. شاید شخص دیگری یا کسی نمی داند ، افرادی که در این دنیا مانده اند برای عزیمت شما گریه می کنند اما بعداً از شما چه کسانی هستند.
    اما شما باید به زندگی در این جهان ادامه دهید و بدانید بعداً هر لحظه خاطره ای خواهد بود. من باید چیزهای غیر قابل توضیح بیشتری را درک کنم.
    اکنون تنها چیزی که من می دانم این است که من در حال نوشیدن چیزی هستم که در لحظه زندگی می کنم و به آینده فکر می کنم که امیدوارم فرا برسد.
    من در مکانی که هستم احساس تنهایی می کنم ، می دانم که من یک دختر فوق العاده و یک دوست دختر دارم که مرا دوست دارد ، متاسفم ، مادری که اگر از او بخواهم جانش را می دهد. آن زن هر روز از زندگی خود را برای فرزندان خود می گذارد ، بگذارید ما همان باشیم که هستیم ، او از شما حمایت می کند و حتی آخرین سکه های خود را که همیشه در اختیار دارد می دهد تا ما از هیچ چیز بی بهره باشیم ، زن بی قید و شرط حتی اگر یکی با او سگ باشد بدون اگر بخواهم ، امیدوارم دیر نباشد که او بداند. چیزهایی در زندگی نشان داده می شوند و این باعث شده است تا به چهره اش بگویم که آن زنی که من به عنوان مادر دارم زیباترین زنی است که برای اولین بار ملاقات کردم ، همیشه از بقیه حمایت می کند و زندگی خود را برای خدمت به ما با بهترین ها تلف می کند. او ، او همه چیز را به ما می دهد ، و من در مورد مواد صحبت نمی کنم.
    من برای پدر و مادر عزیزم بهترین آرزوها را دارم ، من می دانم که آنها برای به دست آوردن چیزهای کوچک خود بسیار تلاش می کنند ، شاید مانند من ، روز به روز زندگی کنند و بنابراین خوشبخت زندگی کنند.
    آنها همیشه از پشتیبانی بی قید و شرط من برای همه چیزهایی که می خواهم به آنها بدهم برخوردار خواهند بود ، من از زندگی برای تشکر از آنها کم می آورم ، از همه چیزهایی که ما پشت سر گذاشته ایم و چگونه زندگی کرده ایم ، ما لوکاس نیستیم اما عشق ما را میلیونر می کند. عشق از دست نمی رود ، شما فقط گاهی اوقات به دلیل نیازها یا مشکلاتی که فرد به صورت روزمره دارد می خوابید.
    خوب زندگی من همیشه با مشکلات از یک طرف و با لحظات خوش است
    تنها چیزی که من از خدا می خواهم این است که او به من یک کار خوب بدهد تا بتوانم تمام نیازهای مردمم را برآورده کنم ، من در ازای آن هیچ هدیه یا چیزی نمی خواهم ، فقط می خواهم کار کنم و بتوانم اهدافی که آنها در زندگی به من تحمیل می کنند ، به خوبی برای هزینه های من و دیگران زندگی می کنند ، زندگی خوشبختانه و ثروتمند نیستند. و از این لحظه ای که فرد هنگام عبور از این دنیا دارد لذت ببرد.
    خوب از این به بعد این دفتر خاطرات زندگی من خواهد بود و من از حالا به بعد تمام آنچه برایم اتفاق می افتد را می نویسم.
    امروز تو را بپوشم ، روز فوق العاده ای بود که من بعد از ظهر از دخترم در خانه عروسی که تمام بعد از ظهر با او بازی کردم مراقبت کردم تا اینکه نتوانستم. من همچنین بسیار سپاسگزارم برای کاری که دوست دخترم مارس برای مراقبت خوب از کوچولوی ما انجام می دهد ، گاهی اوقات حتی به خاطر آن نمی خوابد. اما من فکر می کنم که هر پدر یا مادری این کار را انجام می دهد. سلام و بروشور این را بسیاری از افراد می خوانند که همان چیزی را که من می گذرانم با عدم اطمینان می پندارند و فکر می کنند که آنها فردا بدون کار با پرتاب کاغذ یا همه جا می آیند و سعی می کنند ضربه ای پراکنده داشته باشند در حالی که پروژه من از درک خارج می شود سلام و دعوا که امید و آرمان ها تنها چیزهایی است که فرد در این زندگی به کار می برد. و کسی که می تواند به شخصی که در خیابان است کمک کند تا این کار را انجام دهد. LDGG خداحافظی می کند

  6.   مانوئل dijo

    چیزی مزخرف
    من فقط به خودم فکر می کنم
    و من متوجه نمی شوم که در اطراف من نیز افرادی وجود دارند
    و اینکه من نیز باید بخشی از آن حلقه باشم تا ببینم آنها با آنها صحبت می کنند و به آنها گوش می دهند و به آنها می گویند که من او را دوست دارم

    زمان ، مثل اینکه روز آخر خیلی سریع و بدون فکر فکر می کنم زندگی می کنم و اکنون می دانم که وقت همه چیز وجود دارد
    من فکر می کنم می توانم زودتر بلند شوم و زندگی خود را سازمان دهم و برای هر دقیقه از زندگی ام برنامه ریزی کنم زیرا تا زمانی که زنده هستم زمان خود را در اختیار دارم
    کار ثانویه است ، من برای کسب درآمد و در اختیار داشتن آن برای خرید ، غذا خوردن و غیره به آن نیاز دارم.
    من همچنین خودم را در اتاقی بدون نام حبس می کنم و فکر می کنم چرا مردم به دیدن من نمی آیند ، البته اتاق نامی ندارد به همین دلیل آنها نمی توانند من را پیدا کنند
    اما اگر مردم را ببینم و بگویم به اینجا نگاه کن اینجا اینجا زندگی می کنم گاهی اوقات نگاه می کنم و دستم را می گیرم و سلام می کنم ، حال آنها چطور است یا شاید یک روز خوب

    و من می دانم که این بخشی از خودخواهی من است ، من می دانم که آنچه می نویسم ممکن است منطقی نباشد
    آیا به این دلیل است که من آماده نیستم که بتوانم با دیگران ارتباط برقرار کنم یا اینکه در انجام آن مشکل دارم
    فکر می کنم با چیزی اشتباه می کنم اما نمی خواهم آن را بپذیرم ، باز کردن چشمانم برایم سخت است
    و ببینید که شاید افراد علاقه مند وجود دارند ، اما با تمام خشم و نفرت من اجازه نمی دهد که ببینم
    که اگر کسانی هستند که من را دوست دارند
    فکر می کنم معتاد به رنج تنهایی هستم تا تحقیر کنم که روز به روز با این کار شهید می شوم
    وقتی قلبم را باز می کنم ضربه ای وارد می شود و دوباره آن را می بندم
    من فکر کردم اگر آنها من را بزنند کمی باز بگذارم ، من عادت به دریافت ضربات دارم ، اما من همیشه شنیده ام که آنچه شما را از بین نمی برد
    این تقویت می شود درست است ، لعنت من را می ترساند اما همانطور که همیشه به آن گوش می دهم کم کم رفتار خواهم کرد که می توانم با تمام آسیب هایی که به خودم وارد کرده ام بیشتر رنج ببرم
    با حبس کردن خودم در دنیایی بی نام ، جایی که افراد خودخواه زندگی می کنند و سخت است که آنها را دریافت کنند یا از دریافت آنها ترس دارند
    دیگر نمی دانم چه باید بکنم احساس شکست می کنم

    به سختی می توانم از رنجم با تنهایی ام که به خوبی یا بد زندگی من را همراهی کرده است در تمام زندگی ناگوارم که خودم با چشمان بسته شکل می دهم خداحافظی کنم
    دوستانی که ندارم فکر می کنم آنها را همانطور که بودند قبول ندارم من به آنها فرصتی ندادم که با من سازگار شوند من فقط آنها را کنار گذاشتم و یک زندگی شاد را در صورت عقده و نفرت کنار بگذارم
    من می دانم که افراد بد وجود دارند اما افراد خوبی نیز وجود دارند که سعی می کنند به ما بدهند و همچنین افرادی مانند من در دنیایی حبس شده اند که نمی توانیم به خودمان نگاه کنیم ، دنیایی کور که هیچ چیز وجود ندارد
    فقط تنهایی و ناامیدی و ترس بله خیلی می ترسم و با خودم روبرو می شوم و می گویم دیگر کافی است من تمام زندگی ناخوشایند خود را جنگیده ام و به چیزی نرسیده ام هیچ چیز
    من چهره ای شاد و خندان می بینم و احساس خوبی نیز دارم و این زمانی است که می فهمم همه چیزهایی را که از دست داده ام و تمام وقت هایی را که به خاطر خودخواهی و حسادتم از دست داده ام.
    وقتی می بینم مردم چگونه لبخند می زنند و زندگی خود را می گذرانند ، می دانم که به گفته من نقایص زیادی دارم ، اما ویژگی هایی که هستند ، نمی دانم چه هستند ، زیرا نمی دانم ویژگی ها یا فضایل چیست.
    من یاد نگرفتم كه زندگی كنم و آنها را وادار كنم كه فقط با فضایل خود زندگی كنند و نقایص خود را دور بریزم ، حتی امروز من نمی دانم آنها چه هستند اما مدفوع می كنم چیزی شبیه به چیزی طبیعی نیست بله
    به هر حال ، اما فضیلت هایی که اگر بهتر شنیده شود چیزی درست یا خوب است که فکر می کنم ، نگاه کنید که من احمق هستم که خوبها را نمی بینم و بدها را نادیده می گیرم
    من می خوانم که می خواستم برای اصلاح آنچه آسیب می رسانم ، اما امروز می دانم که هیچ ابزار یا زمانی برای انجام آن وجود ندارد
    گام پشت سر گذاشته می شود ، حال همان جایی است که من اکنون هستم ، آینده برای من وجود ندارد ، خواب دیدن بد و حصار بد است ، زندگی در زمان حال دشوار است اما زندگی با شجاعت و قلب بسیار ترسناک خواهد بود
    من خاطرات خوبی از گذشته ام ندارم ، شاید به این دلیل که به کاری که انجام می دادم نگاه نکردم یا شاید به زندگی در سمت خوب نگاه نکردم و نگذاشتم بد من ، خوب و بد ، نقایص و فضایل را نابود کند
    عشق و نفرت از شب و روز همیشه چیزی مخالف وجود دارد یک راه بازگشت و یک راه بازگشت ، من فکر می کنم من یکی را که همیشه روز به روز به عقب برگردم به خودم برگردانم
    از آنجا که به ذهنم خطور نکرده که یک طرفه بسیار مهیب باشد ، اما این خط که راه را از آنجا جدا می کند بسیار زیاد است ، من خروجی و خارج از آن را پیدا نمی کنم
    اگر حداقل من کمی وقت گذاشته بودم که به کدام یک فکر کنم اما در همان گذشته لعنتی خود قرار می گیرم و دیگر نمی توانم کمک کنم
    این خواهد بود که دری برای عبور به سمت دیگر باز می شود ، من فکر می کنم که من در آنجا خواب می بینم و مثل این است که به گذشته برگردم از این طریق من همیشه به همان مکان برمی گردم
    من مدام به همان فکر می کنم ، هنوز همان هستم ، نمی توانم راه و همه چیز را پیدا کنم تا راه اشتباه را طی کنم

    من حتی دیگر نمی دانم چه می نویسم. فکر می کنم این هیچ معنایی ندارد ، من فکر می کنم این زندگی بدون عقل سلیم است
    بدون هدف باعث خنده من می شود اما با دیدن این حالت من در مسیر مخالف قرار دارم و جایی که من را هدایت می کند ، هیچ کجا هنوز در همان مکان گیر نکرده ام ، چه مکانی ، این چه لعنتی است

    MMP

    1.    فلورانس dijo

      ؟ هرگز تسلیم نشوید ، قضاوت نکنید ، خیانت نکنید ، دروغ نگویید ... برای انتقام کاری انجام ندهید ، حتی اگر آنها بگویند انتقام شیرین است ، خودتان آسیب می بینید.
      با بیرون آوردن همه نفرت نسبت به یک شخص ، خود را بسیار آسیب پذیر ، ضعیف ، آسیب دیده توسط شخصی یا چیزی می بینیم.
      بعضی اوقات لبخندی را نشان می دهد که برای بعضی ها لبخندی شاد است ، اما در حقیقت این لبخندی است که باعث می شود کسی را ببینیم که واقعاً نیستیم ، از ترس اینکه مورد قضاوت قرار نگیریم ، همیشه باید خودمان باشیم توسط "دوستان" خودمان یا به سادگی بخواهیم تغییر کنیم.
      همه ما کارهایی را انجام می دهیم که بعداً پشیمان می شوند ، اما برای هر سقوط ، برای هر تلاش ناموفق ، می آموزیم و این باعث می شود هنگام صحبت با کسی آسیب پذیرتر ، متفکرتر و خلاق تر شویم ،
      هرگز به کسی که آن را به شما داده یا شما را آزار داده پشت نکنید ، زیرا شما همان اشتباه آن شخص را تکرار می کنید.
      اگر زورگویی کرده اید ، هرگز با کسی این کار را انجام ندهید ، به یاد داشته باشید که احساس شما و احساس آن شخص هنگام گذر از آن چیست.
      لذت ببرید ، هرگز دست از هر مزخرفات بر ندارید ، زندگی یکی است و شما نمی توانید برای همیشه دریای اشک باشید.
      خود باش ، هرگز تغییر نده زیرا کسی از تو خوشش می آید ، اگر در کنار شما احساس خوبی دارد ، بگذارید به خاطر شما باشد نه به خاطر آنچه فکر می کنید هستید.
      از نشان دادن شخصیت خود نترسید ، همه ما اینگونه هستیم.
      پس انداز کنید ، لذت ببرید ، خوشحال باشید ، خود را در اتاق حبس نکنید ، آزاد باشید ، کسی نمی داند که همیشه خوب است ،
      تا می توانید لذت ببرید ، زیرا بعد از پیر شدن می گویید: «من از هیچ چیز لذت نبردم ، نگران چیزهایی که ندارم
      احساس، مفهوم".
      از افرادی که در اطراف خود دارید ، از خانواده ، حیوان خانگی ، از آنچه نزدیک به خود دارید شاد باشید.
      پول خود را صرف هر کاری کنید که مزخرف شما را خوشحال کند.
      آرزوهای خود را برآورده کنید ، پس زمان کار فرا می رسد.
      چیزهای جدید را امتحان کن.
      از مکانهایی که دوست دارید بازدید کنید.
      هرگز خوشحال بودن را فراموش نکنید.
      اگر گریه می کنید ، بگذارید از شادی باشد یا از یک فیلم غم انگیز.
      بخندید تا جایی که متوقف نشوید ، لذت ببرید.
      و مهمتر از همه: به خود اعتماد کنید ، اجازه ندهید کسی شما را نابود کند ، زیرا تنها چیزی که می تواند نابود شود چیزهای مادی است.

  7.   آندرس میگوئل آریستیزابال dijo

    در پایان این کسی نیست که به شما آسیب برساند ، اگر صدمه ای نباشد که می توانید متوجه آن شوید ، این اشتباه از جانب انسان هاست و از افراد باهوش می آموزد که از خودشان بهتر از آنچه که می توانستیم باشیم.

  8.   جونو dijo

    بعضی اوقات زندگی بسیار سخت به شما ضربه می زند ، اما این به شما بستگی دارد که چگونه می توانید با نفرت یا با عشق بهبود پیدا کنید ، هر دو خدمت می کنند اما یکی به شما اجازه پیشرفت نمی دهد و دیگری امید دوباره به شما می دهد.

  9.   جنی دی اچ dijo

    نامه خالی
    در تمام لحظات دشوار ما ناامید شده و باید احساس بدی داشته باشیم ، هیچ چیز هرگز به اندازه کافی پیچیده نبوده است که ما را دچار تزلزل کند ، اما مانند همه چیز در زندگی ، اوضاع به طور ناگهانی و دردناک گاهی تغییر می کند ، بسیار خوب است به احتمال زیاد احساس ناراحتی و گریه می کند ، اما چقدر می توانیم غمگین شویم قبل از اینکه با سر بالا بایستیم و جنگ کنیم
    هر روز افراد زیادی می میرند و بسیاری از موجودات دیگر برای حفظ تعادل در دنیا متولد می شوند ، بسیاری از ما با ضربات ، زمین خوردن و آزمایش هایی که منجر به یک فاجعه در زندگی ما می شود ، دوباره متولد می شویم و بهبود می یابیم ، اما آیا انجام این آزمایش ها واقعاً غیرممکن است؟ من اینطور فکر نمی کنم ، شاید آنها به شما دروغ گفته اند که همه چیز راه حل سریع دارد و با حداقل تلاش ، اما چیزی فراتر از واقعیت نیست ، بشر معتقد است که ما شکست ناپذیر هستیم ، فقط با ضربه انگشتان ما زندگی باعث چرخش 360 درجه خواهد شد ، نه و من متأسفم که شما را ناامید می کنم ، برای بدست آوردن چیزی در عوض ، باید تغییراتی انجام دهیم ، فداکاری کنیم و بخشی از خود را ، هر چقدر هم کوچک باشد ، بدهیم. در هر لحظه از زندگی ما باید به یاد داشته باشیم که تنها نیستیم ، که هر روز جهان هستی ما را تغییر می دهد و به ما اجازه می دهد تا از خود دفاع کنیم ، که خورشید هر روز صبح می درخشد و به ما یادآوری می کند که ما خوش شانس هستیم که وجود داریم و با گونه های دیگر همزیستی می کنیم و سیستم ها
    وقتی بزرگ می شویم به ما می گویند باید ایمان داشته باشیم ، اما دقیقاً به چه چیزی باید اعتقاد داشته باشیم. چنین تراشه ای همیشه در ذهن ما جای گرفته است که کسی که باور ندارد تنها می میرد و مورد بخشش قرار نمی گیرد ، بگذارید چیزی برای شما بگویم که مرا علامت گذاری کرد هرگز آزمایشاتی وجود نخواهد داشت که نتوانید بر آنها غلبه کنید و از آنها نمی توانید بیرون بیایید ، شما همیشه یک انتخاب خواهید داشت ، همیشه می توانید ببخشید ، همیشه بخشیده خواهید شد و همیشه بهبود خواهید یافت ، وقتی حداقل انتظار داشته باشید سکه را می چرخانید در اطراف کشف کنید که همه چیز دو چهره دارد و درست همانطور که تصور می کنید تنها کسی است که اتفاقات رخ می دهد اشکالی ندارد ، همچنین می فهمید که شما نه آخرین و نه اولین کسی هستید که زندگی او را آزمایش می کند.
    سال قبل اخباری دریافت کردم که انتظار نداشتم و پسری رنج می بردم ، اما برای جلوگیری از افتادن ، و در رنج و مشقت قرار گرفتن ، تصمیم گرفتم مثبت باشم و سرزنش نکنم ، نمی گویم ساده بود ، اما غیرممکن نبود ، در عرض چند روز و با کمک عزیزانم فهمیدم که حفظ ایمان و امید و جذب چیزهای خوب در زندگی من یکی از بهترین داروهایی است که تاکنون تجویز شده است ، این که توانایی حساب کردن بر روی دوستان ، خانواده و خدایان را داشته باشید بیشترین است چیز ارزشمندی وجود دارد ، زیرا به رغم گذراندن لحظات سخت و رنج ، من نمی توانستم فقط گریه و افتادن را شروع کنم ، باید بلند می شدم ، گریه می کردم و ادامه می دادم ، با هر لحظه روبرو می شدم و با نگاه به گذشته تمام لحظات زیبایی را که قبلاً می توانستم زندگی کنم ، و پسر باعث شد احساس خیلی بهتر و خاصی داشته باشم و نه به این دلیل که کسی من را در این مورد متقاعد کرد ، نه ، من فقط خودم اقدام کردم و تصمیم گرفتم که بجنگم و نگذارم خودم را شکست دهم ، حتی وقتی سالها پیش می خواستم چنین نباشم چندین بار ، اما این چیز شگفت انگیز استوجود داشته باشید ، که همیشه می توانید پشیمان شوید و می توانید غیر از این فکر کنید ، شگفت آور است که چگونه زندگی هر روز شما را غافلگیر می کند و باعث می شود که دوباره به یک دلیل وجود داشته باشید ، حتی اگر از آن دلیل آگاهی ندارید ، اما باور کنید من به شما می گویم که اگرچه نه بدانیم که چرا شما همیشه باید زندگی کنید تا آن را بدانید ، یک روز ، پافشاری کنید و تسلیم نشوید ، که هیچ مدرکی وجود ندارد که در دراز مدت نتوانید بر آن غلبه کنید ، هیچ چیز واقعی نوشته نشده است ، زندگی شما هر روز و وجود شما نیز دستخوش تغییراتی می شود ، فقط مطمئن شوید که تسلیم نشوید و نکات مثبت را در زندگی خود جذب نکنید ، که بقیه به خودی خود می آیند.

  10.   جولای dijo

    من می خواهم نظرات خود را به اشتراک بگذارم.

  11.   جولای dijo

    پایان زندگی مرگ است ، اما فاصله این دو همان چیزی است که برای پیاده روی به آن نیاز دارید.

  12.   جولای dijo

    اگر زندگی شما آنطور که می خواهید نیست ، وقت آن است که آن را اصلاح کنید.

  13.   جولای dijo

    اگر زندگی به شما برخورد کرد ، مقاومت کنید ، زیرا وقتی دوباره بخواهید این کار را انجام دهید ، شما را قوی تر می یابد.

  14.   بی نام dijo

    من فقط داشتم فکر می کردم که چگونه از غم و اندوه خلاص شوم ، با کنجکاوی این صفحه را پیدا کردم و شاید نوشتن این عذاب مفید باشد ، نمی خواهم در مورد خودم بگویم ، اما گفتن چرا ، چرا به من کمک می کند ناراحت باشم ، چرا من به دوست داشتن شخصی ادامه می دهم که هرگز خودم را دوست ندارم ، و هرگز خودم را به اندازه او آرمانی نمی کنم ، شناختن او ، رفاه او ، شادی او ، همیشه فکر می کردم تا زمانی که او خوشحال باشد من خوشحالم و حتی با وجود این همه وقت درست نیست ، من نمی توانم خوشبختی او را به قیمت رنج خودم بپذیرم و می دانم که تنها چیزی که اشتباه است من هستم ، فقط من در یک لیوان آب غرق می شوم ، وجود دارد بدون استفاده از گریه ، هیچ فایده ای با عزاداری ، من استعفا نمی خواهم ، من می خواهم داستان من با او شاهزاده جذاب باشد که من نمی خواستم با تنهایی که خودم استعفا نمی دهم آن را بپذیرم ، من فقط از خدا می خواهم قدرت ، ایمان ، باور کنید که همه اینها روزی به پایان می رسد و یاد بگیرید آنچه را که او با این همه عشق به من داده دوست داشته باشید.