ساختارگرایی چیست؟ نویسندگان ، عناصر و ویژگی ها

La نظریه ساختارگرایی، روانشناسی ساختاری نیز نامیده می شود ، انقلابی در معاصر ایجاد می کند: از لحظه نزدیک شدن ، انسان خود را با توجه به شعور و توانایی های رشد خود ، در مسئولیت رفتار خود دیده است.

این نظریه دانش در قرن XNUMX توسط ویلهلم ماکسیمیلیان وونت و ادوارد بردفورد تیتچنر ، جایی که ذهن بزرگسالان مورد مطالعه قرار می گیرد ، از طریق روش هایی مانند درون نگری که به بیمار امکان می دهد احساسات و تجربیات گذشته خود را تعمیق بخشد ، در جستجوی هر تغییری که اطلاعات بیشتری را در مورد محتوای داخلی فرد از نظر احساسی نشان دهد و از نظر روانشناختی

ساختارگرایی چیست؟

واژه روانشناسی ساختاری ، به مطالعه عناصر آگاهی اشاره دارد ، دارای یک رویکرد کاملاً فلسفی است که در یک فکر واحد مانند انسان شناسی فرهنگی ، زبانشناسی یا مارکسیسم کبوتر نمی شود.

هدف اصلی ساختارگرایی کاوش در علوم انسانی است ، پیشنهاد می شود یک منطقه خاص تجزیه و تحلیل شود ، این منطقه به عنوان یک سیستم کامل با قطعات مربوط به یکدیگر تعریف شده است ، به این معنی که کیفیت داخلی بیمار جستجو می شود ، در نظر گرفته می شود به عنوان ساختاری که به نوبه خود در درون خود فرهنگ معنا پیدا می کند.

خود معنایی که به ساختار گفته شده داده می شود ، پیش از این به طور جامع مورد مطالعه و س questionال قرار گرفته است ، برای این منظور ، روش هایی مانند مطالعه رفتاری که فرد در زندگی روزمره خود دارد ، اعمال می شود.

فعالیتهای بسیار متداولی که به معنای تسلیم شدن در برابر فشارهای روانی توسط بیمار نیستند ، به طور کلی فعالیتها و عادتهای روزمره ای هستند که فرد قبلاً در زندگی خود اجرا کرده است. یک مثال: نحوه سرو غلات ، نحوه تهیه غذاهای دیگر ، چند بار رفتن به کلیسا.

تازگی ایجاد شده توسط ساختارگرایی در شکستن هر مفهومی از ساختار است که ریشه در روانشناسی "متعارف" دارد. این ، به نوبه خود ، نیاز به حذف هرگونه ساختار تهویه را نشان می دهد.

یکی از پیشگامان و نمایندگان اصلی این نظریه مردم شناس و مردم شناس بود کلود لووی اشتراوس، که به تجزیه و تحلیل پدیده های فرهنگی مانند اساطیر و سیستم های خویشاوندی پرداخت.

از طرف دیگر ، ویلهلم ماکسیمیلیان وونت آلمانی ، که عمیقاً متمرکز بر توسعه این تئوری بود و در مراحل اصلی مطالعه آن بود ، انجام آزمایش در آزمایشگاه خود را در نظر گرفت ، جایی که یک سیب را برداشت و مشخصات آن را بر روی آن نوشت. به معیارهای آنها: سیب چگونه است ، چه شکلی است ، چه عطر و طعم و بافتی در داخل دارد ...

به کار بردن یکی از اصول درون نگری که تعیین می کند هر تجربه آگاهانه باید در اساسی ترین شخصیت های آن توصیف شود.

این اطمینان می دهد که فرد مصمم است که تلاش بیشتری را برای درون نگری انجام دهد ، و نه فقط یک اشیا for را برای آنچه که هست با چشم غیر مسلح برچسب گذاری کند.

وندت 

Wایلهلم ماکسیمیلیان وونت ، روانشناس ، فیزیولوژیست و فلسفی آلمانی بود. توسعه اولین آزمایشگاه آزمایشی در لایپزیگ در این شهر ، این استاد دانشگاه ادوارد بردفورد تیتچنر بود که بعداً نظریه ساختارگرایی را طبق آزمایشات ، مقاله ها و نظریه های مورد مطالعه با معلم خود مطرح کرد.

وونت اغلب با ادبیات باستان و ارتباط آن با اجرای روشهای مشابه درون نگری در ارتباط است. وونت در مورد اعتبار منتسب به تجربیات ارزیابی شده در زیر ذره بین درون نگری کنترل شده و آنهایی که تحت جریانهای فلسفی مورد مطالعه قرار گرفته اند ، توضیحاتی می دهد ، که وی در این مورد آنها را درون نگری محض می نامد.

تیتچنر

ادوارد بی. تیتچنر یک روانشناس انگلیسی بود ، که دانشجوی آن بود Wایلهلم ماکسیمیلیان وونت ، که در طول زندگی مربی او می شود و او را ترغیب می کند تا نظریه خود را در معرض دید جهانیان قرار دهد. در سالهای بزرگسالی به ایالات متحده مهاجرت کرد و در آنجا بیشترین موفقیت را داشت.

او بنیانگذار ساختارگرایی شناخته می شود ، او به وضوح درون گرای است ، در زمان ورود به ایالات متحده اشتباه کرد که معلم خود را به این ترتیب ارائه می دهد ، که باعث سردرگمی بیشتر مردم آمریکا می شود ، زیرا در آن قسمت از جهان ، نه ، در تفاوت بین هوشیاری و ناخودآگاه وجود داشته است.

واقعیت وونت این بود که او نمی تواند درون نگری را به عنوان یک روش معتبر برای رسیدن به ناخودآگاه تعریف کند ، زیرا وی به عنوان درون نگری به تجربه آگاهانه که م externalلفه های خارجی تأثیرگذار ندارد ، درک می کند.

وی ساختارها را براساس عناصر یا واکنشهای مشاهده شده معتبر متعلق به علم طبقه بندی کرد ، هر واکنش دیگری که به عنوان یک پدیده فعلی در نظر گرفته می شود اما منشأ یا اعتبار آن با دقت تعیین نمی شود ، باید به سادگی از جامعه کنار گذاشته شود.

خصوصیات ساختارگرایی

  • سخنان: این در تمام فرایندهای مطالعه وجود دارد ، تعیین رفتار بیمار با توجه به تجربیات گذشته خود ضروری است. لازم به ذکر است که چنین مشاهداتی نمی تواند در هر زمان با درون نگری فرد تداخل داشته باشد.
  • زبان به عنوان یک سیستم: این جریان زبان را به عنوان یک سیستم در نظر می گیرد ، یعنی از هیچ عنصری به عنوان یک کل جدا نیست.
  • رویکرد توصیفی: رفتار فرد در درون بینی مورد بررسی قرار می گیرد تا توصیف دقیق هر فرآیند ، تغییر و تجربه ای را که همان تجربه می کند ، انجام دهد.
  • روش استقرایی: تجربه محیط یا زمینه کنار گذاشته می شود ، نظریه ای از تجزیه و تحلیل بدن به همین ترتیب ساخته می شود.
  • تحلیل ساختاری: اصطلاحاتی متناسب با نیازهای فرد مورد استفاده قرار می گیرد ، برای این منظور لازم است سطحها را مشخص کرده و مفاهیم را بر اساس واحدها به روش سلسله مراتبی مشخص کنید.
  • پیشینیان: مانند هر جریان یا مطالعه ، پیشینه هایی نیز دارد ، در این موقعیت ساختارگرایی تحت تأثیر تأثیر اگزیستانسیالیسم قرار دارد ، نه به عنوان یک فلسفه ، بلکه به عنوان انگیزه ای برای تولد نظریه ساختاری.
  • دیدگاه روش شناختی: اگرچه این روش نظریه ها و تبعات فلسفی در دست بررسی دارد ، اما این بدان معنا نیست که می توان آن را به عنوان یک مکتب طبقه بندی کرد ، بلکه باید با یک دیدگاه روش شناختی برای مطالعه رفتار موجود اجرا شود.  
  • زمینه و روابط: ساختارگرایی در مفاهیم مارکسیسم و ​​کارکردگرایی متولد می شود ، از این نظر مشترک است که همه آنها مفاهیم و مفهومهای خارج از مفهوم علم را به اشتراک می گذارند.
  • ساختارگرایی و ادبیات: در این هنر ، ساختارگرایی به دنبال مطالعه هر ساختار طبقه بندی شده در پاراگراف ها یا صفحه ها برای مقایسه بین آثار قدیمی تر ، متعلق به فرهنگ ها و زمینه های دیگر است.

روانشناسی آگاهی

برای عمیق شدن در مطالعه روانشناسی آگاهی ، ساختار گرایی مبتنی بر استفاده از روشهای تحقیق و صلاحیت زیر است:

درون نگری

تیتچنر از درون نگری به عنوان روش اصلی مطالعه استفاده کرد و بدین ترتیب به تعیین دقیق تمام م componentsلفه های آگاهی دست یافت که با توجه به نیازهای هر فرد ، فردی می شود.

وی اظهار داشت که حالت هوشیاری می تواند به روش شناخت بی نهایت و فوری تبدیل شود ، از طریق درون نگری در خود بودن.

برخلاف روش درون نگری که توسط وونت اجرا شد ، که بسیار سطحی بود ، تیتچنر کاملاً فرایندی بود ، دستورات سختگیرانه ای برای امکان توسعه مطالعه پیرامون آگاهی وجود صادر شد ، به منظور ارائه تجزیه و تحلیل درون بینی بسیار کامل تر و کامل تر. .

هر معاینه شامل رو به رو شدن بیمار با یک شی ، بدون انکار منشا، آن ، طبقه بندی و استفاده از آن بود ، متعاقباً فرد باید بتواند خصوصیات شی را در حالت درون بینی نامگذاری یا توصیف کند.

تنها شرطی که به بیمار تحمیل شد این نبود که هر زمان نام شی را ذکر کند ، تا وی بتواند در سایر مشخصات آن تعمیق یابد

عناصر ذهن

تیتچنر هر یک از عناصر ذهن را طبقه بندی کرد: عناصر ادراک ، عناصر ایده ها و عناصر عواطف را می توان به خصوصیات آنها تقسیم کرد: کیفیت ، شدت ، مدت ، وضوح و طول.

تصاویر و احساسات فاقد وضوح هستند ، بنابراین می توان آنها را به عنوان گروهی از احساسات تجزیه کرد.

این سه عنصر که قبلاً ذکر شد ، نتیجه می گیرند که هر احساس اساسی است.

این بدان معناست که سرانجام می توان همه استدلال ها را به احساساتی تقسیم کرد که فقط و فقط از طریق درون نگری به دست می آیند.   

تعامل عناصر

رویکرد دوم در نظریه تیتچنر این بود که هر یک از عناصر ذهنی برای ایجاد یک تجربه آگاهانه با یکدیگر تعامل دارند.

واکنشهای جسمی و روحی

علاقه اصلی تیتچنر این بود که بتواند فرایندهای فیزیکی را به تجارب آگاهانه مرتبط کند ، آنچه تغییراتی را که در معرض درون نگری قرار گرفته بود ، به گفته انگلیسی ها ، هر واکنش فیزیولوژیکی با درون نگری رابطه نزدیک دارد ، بدون این نوع واکنش ها ، می توان همان روند را در نظر گرفت بی فایده شکست خورد.

ساختارگرایی در ادبیات

ساختارگرایی ادبیات را به عنوان یک روش مطالعه برای بیمار تجزیه و تحلیل می کند ، یک ساختارشناس بسیار مهم هر پاراگرافی را که شامل متن گفته شده است ، بررسی عمیق می کند ، لازم به ذکر است که اثر ادبی می تواند به هر ژانر تعلق داشته باشد ، نکته مهم در مورد این کار تجزیه و تحلیل ساختار اثر بسیار بیشتر در روایت است تا محتوای آن ، که در این مورد "بی فایده" است.

هدف از این فعالیت این است که بتوانم کار را با ساختارهای متعلق به زمانها و فرهنگهای دیگر مقایسه کنم تا هرگونه ارتباط یا ارتباطی را با آنچه در حال تحلیل است تشخیص دهد.

ساختارگرایی در معاصر بودن

ساختارگرایی تغییری در زندگی معاصر بزرگسالان عادی ایجاد کرد ، با ورود این نظریه به زندگی روزمره کسانی که آن را اجرا می کردند ، علوم انسانی رشد چشمگیری یافت.

در یک مقطع خاص ، تاریخ به معنای جدید و متفاوتی دست یافت ، فرد استراتژی های سیستم را کاملاً دگرگون کرد ، بنابراین روشهای جدید مطالعه رفتار انسان را با توجه به تجربیات به دست آمده در طول زندگی خود به روز کرد.

نحوه رفتار موجود دیگر با هیچگونه مبنای علمی با تعصبات و ارزشهای زیبایی شناختی اداره نمی شود. اکنون اهمیت درون نگری در وجود خود شخصیتی برجسته به دست آورده است تا بتواند از همه نظر مسئول تجربه حسی خود باشد.


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

4 نظر ، نظر خود را بگذارید

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.

  1.   خوزه کلمنارس dijo

    برای دانش علمی در جامعه مدرن ما بسیار مهم است.

  2.   ادوین مانوئل ایلیا dijo

    نویسنده این صفحه کیست؟ تا در یک مقاله تحقیقاتی به او استناد کند

  3.   پیچک dijo

    منابع این مقاله چیست؟ داشتن آنها برای داشتن استناد در مقالات پژوهشی همیشه ضروری است.

  4.   سوانی جورادو سوارز dijo

    حقیقتی که من به کسی نیاز دارم تا به من کمک کند هدف مطالعه چیست و از کجا آمده است AYUDAAAAAAAAA