مردی این بچه پرنده را پیدا کرد. شما باید 36 روز آینده را ببینید ... باورنکردنی

مردی این داستان شگفت انگیز را روی Imgur قرار داد. در مورد چگونه این کودک پرنده که از لانه خود افتاده بود موفق شد جلو بیفتد. از آنجا که او قادر به یافتن لانه برای بازگرداندن آن نبود ، تصمیم گرفت آن را به خانه ببرد و خودش آن را پرورش دهد تا زمانی که به اندازه کافی بالغ شود تا بتواند آزادانه پرواز کند.

این داستان فوق العاده زیبایی است که مطمئناً شما را متحیر خواهد کرد:

روز 1. ما روز اول از پرنده عکس گرفتیم. برادرم برای آهسته دویدن بیرون رفته بود و او را در پیاده رو پیدا کرد. هنوز به بخشی از تخم او متصل بود. فقط دریچه بود. ما نتوانستیم لانه را پیدا کنیم. ** توجه ** اگر یک پرنده کودک پیدا کردید ، بهتر است سعی کنید لانه را پیدا کرده و دوباره در آن قرار دهید. این افسانه وجود دارد که شما نمی توانید یک کودک پرنده را لمس کنید زیرا والدین آن را به دلیل بوی انسان رد می کنند. این فقط یک افسانه است. این راهنما در نظر گرفته نشده است. ما فقط پیشرفت و رشد شگفت انگیز این پرندگان را به شما نشان می دهیم.
پرنده

روز 2 - ما پرنده را با کنترل دقیق رطوبت و دما در دستگاه جوجه کشی نگهداری کردیم. ما تصمیم گرفتیم که زنانه باشد (اگرچه هرگز نتوانستیم زن یا مرد بودن آن را بفهمیم) و آن را "بمبون" نامیدیم. همه بچه پرندگان بسیار شبیه به هم هستند ، بنابراین ما هیچ راهی برای شناخت واقعی این نوع پرندگان نداشتیم. باید منتظر ماند و دید رشد او چگونه است.
پرنده

روز 3. پرندگان بچه زیاد غذا می خورند! ما در وهله اول جیرجیرک ، کرم کنجاله ، حشراتی را که شکار می کنیم و یک فرمول مایع تجاری برای جوجه ها به او تغذیه می کنیم. ما هر 30 دقیقه و به مدت 14 ساعت در روز آن را تغذیه می کنیم ، شبیه سازی آنچه در طبیعت به وجود می آورد. تصور کنید این به چه معناست!
پرنده

روز 4. در اینجا شما می توانید فقط طی چند روز توسعه باورنکردنی پرهای بال را ببینید. او هر 30-45 دقیقه برای غذا خوردن جیر جیر می کرد. یک نکته جالب: غرایز برای این حیوانات جذاب هستند. حتی با هماهنگی ضعیف و چشمان بسته ، او می دانست که لبه لانه ای که برایش درست کرده ایم کجاست و از کنار آن می خیزد ، تا لانه را بهم نزند.
پرنده

روز 5. در روز 5 ، او توانست با ثبات بیشتری روی "جناغ" خود (روی سینه و در حالی که پاهایش زیر بدن خم شده است) بنشیند. فقط در 24 ساعت دیگر تغییرات پر را مشاهده کنید! حالا او داشت شروع به شبیه شدن به یک پرنده می کرد! چشمانش نیز کمی شروع به باز شدن می کردند.
پرنده

روز 6. در اینجا یک عکس خیره کننده از ادامه رشد پرهای بال آن است.
پرنده

روز 7. در طول شب ، همه لبه های پر افتاده و صدا می کردند: ما یک پرنده داریم!
پرنده

روز 8. "به من غذا بده!" همین حالا ، او داشت 3 جیرجیرک بزرگ می خورد.
پرنده

روز 9. در این زمان ، ما قادر به استفاده از دستگاه جوجه کشی شدیم. بدن او پر شده بود و به تنهایی قادر به تنظیم گرمای بدن خود بود. زبانه های کرک و بیان عبوس ابدی که بچه پرندگان دارند خنده دار بود.
پرنده

روز 10. ما او را به یک قفس معمولی بردیم و مواد بیشتری به او دادیم تا اکتشاف کند. او علی رغم بیان بسیار خوشحال بود.
پرنده

روز 11. او توانست برای اولین بار رسما ژست بگیرد! قطعاً یک گام بزرگ در مسیر درست است. دم زیادی ندارد ، بنابراین تعادلش زیاد نیست ، اما خیلی فشار داد و می توانست خودش را آنجا خیلی خوب نگه دارد.
پرنده

روز 12. این یک پرنده کوچک بسیار شیرین بود که از نشستن روی دستهای ما لذت می برد. در این مرحله مجبور نبودیم که اغلب او را تغذیه کنیم. ما هر 1-2 ساعت یکبار به او غذا می دهیم.
پرنده

روز 13. تقریباً 2 هفته از زمان جوجه ریزی می گذرد و اکنون خیلی خوب سوار می شود. می بینید که قدرت و تعادل او بهتر شده است.
پرنده

روز 14. من در حال حاضر به نظر می رسید بالغ تر به نظر می رسد. بچه پرنده در حال ناپدید شدن بود. حالا که او بیش از 2 هفته دارد ، من می خواهم روزها را رها کنم.
پرنده

روز 17. اینجا در یک قفس بزرگتر است. ما شاخه های تازه بریده شده ای را تاسیس کرده ایم تا بتوانید گزینه های مختلفی برای نشستن داشته باشید و بتوانید برگ ها و شاخه ها را مانند طبیعت کاوش کنید. در این مرحله ، او مانند یک حرفه ای در حال پریدن و پرواز در اطراف قفس است.
پرنده

روز 22. ما قفس آن را در تراس قرار می دهیم تا در معرض باد ، خورشید و سایر پرندگان قرار گیرد. این برای جامعه پذیری و آموزش مهم است. پرندگان دیگر آمدند تا با او تعامل کنند.
پرنده

روز 23. این یکی از عکسهای مورد علاقه من است که پرهای فوق العاده او را نشان می دهد.
پرنده

روز 25. نمای جانبی دوست داشتنی دیگر از وی که الگوی پر خود را نشان می دهد. این استتار عالی است.
پرنده

روز 27 - در آن زمان ، من دیگر هیچ علاقه ای به جیرجیرک نشان نمی دادم. رژیم غذایی آنها بر اساس دانه ها و کرم ها بود. من قبلاً کاملاً تنهایی خورده ام. او در واقع اجازه نمی داد بیشتر به او غذا دهیم ، که نشانه خوبی بود.
پرنده

روز 29. او عاشق همه شاخه های برگ پر برگ ما بود.
پرنده

روز 33. در این مرحله ، ما می توانستیم او را آزاد کنیم. با این حال ، آنها طوفان های چند روز آینده را پیش بینی کردند ، بنابراین ما تصمیم گرفتیم که آن را برای چند روز دیگر نگه داریم تا بهترین فرصت را داشته باشیم.
پرنده

روز 36. ؟؟ روز عزیمت. پس از طوفان های شب قبل ، سی و ششمین روز بسیار خوب طلوع کرد. با اطمینان از اینکه هوا برای چندین روز خوب خواهد بود و باران اخیر فرصت های زیادی برای نوشیدن و تغذیه به او می دهد ، تصمیم گرفتیم این روز بهترین روز برای آزادی او باشد.
پرنده

خداحافظ عزیزم در قفس را باز کردیم و او عقب رفت. بعد از چند دقیقه ، او بلافاصله از جا پرید و به طرف درختی بال بال زد. او اصلا دریغ نکرد. او بلافاصله شروع به کاوش در شاخه ها کرد ، نوک شاخه های درخت را نوک زد و مانند یک پرنده وحشی از شاخه ای به شاخه دیگر پرید. خیلی زود ، او را از دست دادیم.
پرنده

Fuente:  imgur

این داستان را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

9 نظر ، نظر خود را بگذارید

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.

  1.   مامن موریل دونیا dijo

    یکی را درست مثل آن بزرگ کردم !!!!! اما او هرگز نخواسته است برود ... اینجا 5 سال است که با ما است !!!!! این یک شلاق است و به آن Márgalo گفته می شود ... بله ، من می دانم که این اسم دختر است اما.

  2.   جولیا فرناندز کوستا dijo

    زیبا آنچه برای آن پرنده کوچک انجام دادی ، بدون تو نمی توانستم زندگی کنم.

  3.   کارلوس تورنوس زوبیزارتا dijo

    درس شگفت انگیز

  4.   کلارا وچینو پاون dijo

    دوستش دارم!!

  5.   نوسکتا کندال dijo

    پرسیوزو!

  6.   مترو آنا dijo

    داستان گرانبها و ژست سخاوتمندانه سخاوتمندانه ، به نوبه خود ، متشکرم عزیزم ، شانس دوم را داشتید

  7.   کارمن مانزانو اسکامز dijo

    یک داستان زیبا

  8.   دانا مارتینز dijo

    ممنون از هیچ
    بی تفاوت باش !!

  9.   ایزاک dijo

    چه گونه ای است زیرا من یک گونه کوچک دارم