54 کلمه با معنای عمیق

کلمات با معنی در کتاب

اسپانیایی زبانی است که غنای واژگانی زیادی دارد و به سختی می توان زبان دیگری را در دنیا پیدا کرد که با این غنای آن مقایسه شود. ما کلمات زیادی داریم و برخی آنقدر معنای عمیقی دارند که اصلاً ما را بی تفاوت نمی گذارند.

ما می توانیم به یک زبان بسیار غنی با تعداد زیادی کلمات مختلف ببالیم. حتی تلفظ او نیز غنی و زیبا می شود. معمولاً برای خارجی ها یادگیری زبان اسپانیایی به دلیل عبارات بسیار با معانی مختلف تا حدودی دشوار است ... اما در زیر می خواهیم در مورد برخی از کلمات با معنای عمیقی که در زبان ما خواهید یافت به شما بگوییم.

کلمات عمیق اسپانیایی

در صورت لزوم، یک قلم و کاغذ بردارید زیرا به احتمال زیاد کلماتی را خواهید دید که قبلاً نمی دانستید اما دوست دارید آنها را کشف کنید. ممکن است قبلاً برخی از کلمات اینجا را بدانید، اما اگر نه، هیچ وقت برای یادگیری کمی بیشتر دیر نیست!

کلماتی با معنای عمیق وجود دارد

  1. تاب آوری این کلمه نشان دهنده توانایی یک موجود زنده برای سازگاری با شرایط و تغییرات است، به ویژه زمانی که این تغییرات دشوار یا آزاردهنده باشد. برای مثال، یک فرد تاب‌آور می‌تواند از آن شرایط نامطلوب درس بگیرد تا در آینده بهبود یابد.
  2. ملاکونلیا. مالیخولیا غم و اندوهی است که در طول زمان احساس می شود و می تواند ناشی از فقدان مکان یا شخصی باشد که باعث بی انگیزگی خاصی نسبت به زندگی می شود.
  3. غیر قابل توصیف. وقتی چیزی آنقدر باورنکردنی است و چنان احساس شگفتی ایجاد می کند که بیان آن به عبارت دیگر دشوار است.
  4. بی اندازه آنقدر بزرگ که اندازه گیری آن غیرممکن است.
  5. اثیری. چیزی که کاملاً سبک و بسیار ظریف است، آنقدر که به نظر می رسد خارج از این دنیا باشد.
  6. زیادی. چیزی که لازم نیست، باقی مانده، زائد است.
  7. زودگذر. چیزی که خیلی کوتاه دوام می آورد، آنقدر کوتاه است که به سختی قابل قدردانی است.
  8. جاودانه. آن چیزی که حتی آغازی داشته باشد، پایانی نخواهد داشت. برای همیشه یا ابدی.
  9. پریکور. آیا تا به حال دقت کرده اید که وقتی باران شروع به باریدن می کند، کف خیابان ها چه بویی می دهد؟ این بو به نام پتریکور معروف است.
  10. شیرین. صدای ظریف، بسیار نرم.
  11. سرندیپیتی. وقتی به طور غیرمنتظره چیزی را پیدا می کنید در حالی که به دنبال چیز دیگری هستید.
  12. فلاش. این رنگی است که ابرهای متمایل به قرمز هنگام روشن شدن توسط پرتوهای خورشید، معمولاً هنگام غروب خورشید، دارند.
  13. شاید. وقتی میل دارید که اتفاق خاصی بیفتد.
  14. لومینسانس. وقتی جسمی قادر به ساطع نور باشد، هر چقدر هم ضعیف باشد، و این در تاریکی قابل درک است.
  15. رنگین پوستی. پدیده نوری که در آن تن نور دیده می شود که رنگین کمان های کوچکی را ایجاد می کند.
    فصاحت. توانایی صحبت کردن به طور موثر به طوری که دیگران از سخنرانی خوشحال یا حتی تحت تأثیر قرار گیرند.
  16. رحم و شفقت - دلسوزی. احساس لطافت یا اندوه در مواجهه با شرایط نامطلوب دیگران.
  17. جهان تمیز و بدون مواد افزودنی یا چیزهای اضافی.
  18. بي نهايت. که به هیچ وجه پایانی ندارد یا حداقل پایانی معلوم ندارد.
  19. محو شدن. که نمی تواند پژمرده شود.
  20. ژست. حرکت بدن که با احساس خود را نشان می دهد.
  21. اپوکا دوره زمانی در گذشته که تاریخ یا زندگی یک فرد را مشخص می کند.
  22. تنهایی. حالت انزوا یا انزوا.
  23. نفلیبت. آدم رویایی که با افکارش با واقعیت فرق می کند.
  24. جوشش حباب های هوایی که در هر حالت مایعی می توانید پیدا کنید.
  25. آتاراکسی. آرامش.
  26. فراموش کردن. اقدام داوطلبانه یا متوقف نکردن به خاطر سپردن یا عدم توانایی در یادآوری برخی خاطرات خاص.
  27. اشن. خالص، بدون لکه، بدون هیچ گونه عیب.
  28. خوابگرد. شخصی که بیدار به نظر می رسد و وقتی واقعاً خواب است راه می رود.
  29. طلوع خورشید. اولین پرتوهای نوری که در روز، درست قبل از ظاهر شدن خورشید در افق ظاهر می شوند.
  30. اپیفانی. مکاشفه درونی افراد در یک شرایط خاص.
  31. نتیجه. پایان یک داستان، زمانی که چارچوب اتفاقات رخ داده حل شود.
  32. بونومی. رفتار و منش بر اساس صداقت و سادگی فرد.
  33. آلکسی تایمیا. ناتوانی در کشف شفاهی احساسات خود.
  34. اودالکساگنیا. رضایت و لذت از گاز گرفتن و/یا گاز گرفتن.
  35. آپودیوپسی. عمل ذهنی درآوردن لباس شخص دیگری از طریق تخیل.
  36. آتلوفوبیا ترس از اینکه به اندازه کافی خوب نباشید.
  37. بدنام کردن. هم در گفتار و هم در عمل به کسی توهین جدی کنید.
  38. شیمیایی. غیر واقعی و خارق العاده که فقط در تخیل وجود دارد.
  39. کالوپسیا. باور داشتن چیزی زیباتر از آنچه هست.
  40. به تعویق انداختن عدم تشویق، عدم تمایل به انجام کارها.
  41. پژمرده. اینکه او غمگین، مالیخولیایی، مأیوس است، که پژمرده است...
  42. گراز. فردی قوی، جسور، شجاع.
  43. برراکا. شخص barraca آن کارآفرین است، "به جلو پرتاب شده است."
  44. ورینگ. وقتی فردی همیشه از نظر جنسی هیجان زده باشد، برای زندگی روزمره او مشکل ساز می شود.
  45. رامه چیزی که آشفته اما در عین حال زیباست، هرج و مرج و تعادل با رامه بودن نشان داده می شود.
  46. کیلیگ. زمانی که در حالت عاشق شدن، هنگام احساس عشق به شخص دیگری، پروانه ها را در شکم خود احساس می کنید.
  47. کافون. انگشتان خود را با محبت بین موهای کسی که دوستش دارید بکشید.
  48. لوگوفیلیا عشق و شیفتگی برای کلمات خاص.
  49. مراکی. کاری را با عشق انجام دهید و تمام اشتیاق را در آن به کار ببندید.
  50. عمل متقابل همان چیزی را که به ما داده شده به دیگری بده. دادن و گرفتن برای حفظ تعادل یک رابطه.
  51. امید. امید یک نگرش است، احساسی که باعث می‌شود این باور را از دست ندهید که چیز خوبی در راه است یا اینکه کسی قرار است به آنچه می‌خواهد دست یابد.
  52. جیپیار. آواز خواندن با صدایی که شبیه ناله است.
  53. یوبوس کلماتی که به یک نیاز اشاره می کنند.
  54. Agibilibus. یعنی داشتن نبوغ، توانایی و شیطنت برای زندگی، دانستن نحوه عملکرد آسان در زمینه های مختلف.

کلمات را می توان روی دست نوشت

همانطور که می بینید، شما به تازگی بسیاری از کلمات اسپانیایی با معانی عمیق را کشف کرده اید، کلماتی که شاید نمی دانستید یا شاید می دانستید. ما به خصوص از کلمه "uebos" شگفت زده شده ایم. ممکن است تا به حال گفته باشید، "برای تخم مرغ باید اینطور باشد"، عبارتی که به نظر ضعیف گفته شده یا بی ادبانه است. اما در واقعیت چنین خواهد بود: «به دلایلی باید اینطور باشد»، بنابراین شما می‌گویید که «از سر ضرورت باید اینطور باشد».


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.